تهران انار ندارد

« تهران روستایی است واقع در شمال شهرری ...»
آثارالبلاد
---
« تهران انار ندارد » مستند ِ شاهکار « مسعود بخشی » است که با نگاهی بسیار زیرکانه از « طهران » ِ زمانه ی آغا محمّد خان قاجار عبور می کند و می رسد به « تهران » معاصر. فیلم سیر ِ رَوایی ِ تحولات « طهران » تا رسیدن به « تهران » را از تعویض مکرر پادشاه ها، تا خدمات ِ عمده ی هر کدام ِ ایشان در زمان حکومت، تا نفوذ ِ همیشه گی ِ خانه گی ِ روس ها در ایران، تا پوشش مردان و زنان در هر دوره، تا صنعت « بساز و بندازی » ِ برج و باروها از دیروز تا امروز، تا صنعت ِ همیشه نیمه ملّی ِ خودرو، تا صنعت حمل و نقل، تا پیشه های طبقه ی متوسط دیروز و امروز، تا بازار تهران از دیروز تا امروز، تا دغدغه های شهروندی و تا هزار و یک نکته ی باریک تر ز مو را با طنزی به حقیقت « فاخر » به رخ بیننده می کشد.
و ترانه های روی صحنه های سیاه و سفید و رنگی ِ فیلم یکّه اند: از آن ساختمان نیمه ساخته ی آشنای حوالی ِ دوران ِ انقلاب که فوج فوج ملّت در طبقات پیش ساخته اش ایستاده اند و آن جای بابا کرم را حین نمایش اش پخش می کند که « ای دریغا که ندانسته گرفتار شدم.. » تا آن واماندگی ِ کارگردان در انتهای فیلم در متن صدای نامجو که « جبر جغرافیایی » ش را می خواند که: « ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت ... کِی با ما راه می آیی جون مادرت؟؟ »
و گزندگی قصّه این جا که هر بار، از زمانه ی مصدق تا یکی از همین روزها که راوی سخن از اصلاحات بر زبان آورد، بلافاصله پشتْ بندش تابلوی راهنمایی - رانندگی ِ « پارک مطلقن ممنوع ، حمل با جرثقیل » به نحوی از انحا نشان داده شد.
فیلم بی نظیر است، دیروز کشیک بودم، یکی از آن کشیک های مرگ، آمدم خانه و مامان ام - که مرغ شان همیشه ی تاریخ یک پا داشته - گفتند: « خواب بی خواب، که امروز باید برویم سینما » و خوشحالم که رفتم. بعد از قریب به چهل روز، دو ساعت سر تا پا لذت بودم، گاهی اشک، گاهی خنده ی از ته دل و آن قدر راضی که کم ِ کم یک بار دیگر هم خواهم رفت.
شما هم از این تَتمّه فضای دموکراسی ِ دینی به یادگار مانده از دو دهه ی ابتدایی ِ خرداد ۸۸ سو استفاده کرده و به دیدار فیلم - درست همین جای تاریخ - بشتابید که غفلت موجب ضرر است. ما هشت نفر بودیم توی سینما و نگران که پخش ِ فیلم به حدّ نصاب نرسد که حمدالله رسید. ( چه که به مناسبت عید مبعث حدّ نصاب را از ده نفر به هشت نفر کاهش دادند ).. دردناک ِ قصّه این جاست که « امشب شب مهتابه » و « خروس جنگی » با کمبود بلیط مواجه شده بودند. شما هم اگر قیافه ی « سیروتیک یت کاریزماتیک » ( cirrhotic yet charismatic ) ِ مظفرالدین شاه ِ بیمار و سوگلی های پر پشم و پیلی ش را به دیدن چهره های سینمایی مهناز افشار و دانیال عبادی ترجیح می دهید، « حَیَّ علی خَیرالعمل »..
فکر می کنم در لیست ِ فیلم های نمایشی سینما آزادی هم باشد، لیک تک سانس ِ ۱۳:۳۰ ِ سالن ِ شماره ی سه ی « پردیس سینمایی پارک ملت » را شک ندارم.
بی تا - مبعث ۸۸
