در حالی که سکسکه می کردم
« در این دنیا
هیچ کس به من نگفت: بفرما
که به جایی داخل شوم
من امّا
تمام درها را با لگد باز کردم
سینه سپر کرده
موانع را از میان برداشتم
آن وقت بود
که خیلی با احتیاط
از من خواستند
که داخل شوم.
تا می توانستم
وظیفه ام را به خوبی انجام دادم
در حالی که سکسکه می کردم
خندیدم.
و بعد به همان اندازه
که کسی خسته نمی شود
خسته شدم.
بگذارید درها همین طور باز بمانند
بعد از این
دیگران به داخل می آیند
حالا می روم استراحت کنم
شاد بمان دنیای زیبای من ... »
شعرهای عزیز نِسین - برگردان : رسول یونان - نشر مشکی
بی تا - ۱۳ / ۱۰ / ۸۷
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 10:20 توسط بی تا
|