« ... آن ها را دیده ام در آن جمعه های خسته و کشدار. آن ها که مردمانند. مردمانی ساده، بی سهمی از قدرت، شناسنامه های شان در دست .... که برای تغییرهای کوچک قدم های شان را از بین سربازها بر می داشتند تا برسند به صندوق ها. من آن ها را دیده ام و دستان ِ من به صورت های شان بدهکار است. به صورت هایی که راه های سخت و طولانی را در این آشفته بازار به خشونت و خشم ترجیح داده اند، قهر نکرده اند و ایستاده اند به پس گرفتن سهم شان از انتخاب و چه ایستادن دشواری. تا « جمعه »ی بعدی که دوباره سهم اندک مان از دموکراسی را تجربه می کنیم، بدهکاری ام را این جا جبران می کنم، بدهکاری ام به صورت ِ شهروندانی امیدوار به فرداهای در پیش ... »

 

گلرخ نفیسی به آدرس ِ هم دیدنی و هم خواندنی ِ http://vote88.blogspot.com/