گِریخُم نَهُندِن*
من همه ی شهریور انترن ِ اورژانس ام و کشیک های ما به این صورت است که دو روز ِ متوالی از هفت و نیم صبح تا هفت و نیم ِ شب کشیکی، دو روز بعدی ش از هفت و نیم ِ شب تا هفت و نیم ِ صبح کشیکی و دو روز بعدی ش، « آف » هستی. در هر شیفت پنج تا انترن هستیم که یکی مریض های ترومایی را سرویس می دهد، یکی مریض های داخلی را، یکی دیگر مریض های جراحی را، یکی روی هم انترن ِ CPR و ICU ِ اورژانس است و یکی ِ مانده هم در قسمتی به اسم ِ fast می نشیند و صف ِ مریض های سرپایی را « مَنِج » می کند.
طب اورژانس، طبّ ِ نوپا امّا بسیار « ایفِکتیو »ی ست، منتها، من اصلن آدم اورژانس نیستم. طبّ اورژانس، یک آدم تنومند ِ مدیریت ِ بحرانْ بلد ِ خستگی ناپذیر ِ ذاتنْ فرز می خواهد و من همیشه « فِسْ » ترین - کمتر به معنای دست و پا چلفتی البته - آدم هر جمع بوده ام. ( دبستان که بودم، تنها بچّه ای که دائم از دیکته ی کلاس عقب می ماند خودم بودم، آن روزها احساس وظیفه می کردم نقطه ها را تک تک بگذارم، یعنی برای گذاشتن نقطه های « شستشو »، هشت بار مدادم را از روی کاغذ بلند می کردم، معلم ِ کلاس چهارم به مامان ام سپرد که من مایه ی اعصاب خوردی ِ کلاس شده ام و مامان ام به من یاد داد که نقطه های حروف ِ سه نقطه ای را شبیه بادکنک بکشم و حروف دو نقطه ای را مثل خط صاف، بل دست ام تند بشود که نشد، چه که کشیدن بادکنک ِ زیر ِ « پ » یا روی « ش » همان قدر از من وقت می گرفت که سه بار بلند کردن ِ دست ام از روی کاغذ. )
در اورژانس ِ ما، مریض ها از دم سوند فولی می خواهند. - حتی مریضی که عین بنز ادرار می کند، چرایی ش هم لزوم ِ کنترل intake و output است در مریض ِ ankle sprain مثلن -.
مریض ها از دم اِن جی تیوب ( Nasogastric Tube ) می خواهند. - حتا مریض ankle sprain، چون اورژانس یعنی استرس و ایشان ممکن است در اثر یک stress ulcer خونریزی معده هم زده باشند -.
مریض ها از دم ABG می خواهند، چون همه اختلال اسید و باز دارند مگر این که خلاف اش ثابت شود. همه تروپونین ِ خون وریدی باید ازشان چک بشود - این جا خونگیری وریدی با انترن است -، چون باز همه جایی از طیف ِ اِی سی اِس ( Acute Coronary Syndrome ) جا خوش کرده اند مگر آن که خلافش ثابت شود. این همه یعنی همیشه یک منطق ِ « من در آوردی » پشت پرده ی اُردرهای رزیدنت های مان هست. یکی از کشیک ها انترن CPR بودم، مریض ِ مالتیپل تروما با GCS ِ حدود ۸-۷ را به من می گویند توش رکتال کن، ببینی پروستات اش کنده نشده باشد - حالا چه قدر معاینه ی من reliable می تواند باشد بماند -. من هم رفتم توی اتاق CPR ، بدون این که دست به مریض ِ آتلْ پیچ شده بزنم تا ۹۰ شمردم، آمدم بیرون و گفتم: توش کردم، کنده نشده بود...
امّا عیب ِ می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی : شرح حال انترن اورژانس اندازه ی یک کف دست است، « پرابلم لیست » می نویسی و بس. یعنی دیگر لزومی ندارد برای مریض ِ ankle sprain ِ قصه ی این پست ما، عین ماشین بنویسی: ملتحمه pale نیست، اسکلرا ایکتریک نیست، تراشه در خط وسط است، تیروئید نرمال سایز است. ( یک استاد غدد توی فیروزگر داشتیم توی یکی از مورنینگ ها هشدار داد از این به بعد، انترنی در شرح حال اش بخواند تیروئید نرمالْ سایز است، من بلند می شوم می زنم تو دهن اش. از فرداش هر کس آمد شرح حال خواند، نوشته بود: تیروئید حدود ۳۰ گرم (سایز نرمال تیروئید ۲۵-۲۰ گرم است اما ۳۰ گرم ِ دو پهلو هم می تواند عادی باشد) ، ندولاریته لمس نشد. یعنی کسی از حرف استاد برداشت نکرد که باید تیروئید را معاینه کرد که همه آمدند، کلیشه ی قبلی را paraphrase کرده از نو بلغور کردند، استاد هم لابد به جذبه اش بالید و قصه ی ما به سر رسید. )
منتها آن قدر رهایی ِ ساعت ِ هفت و نیم ِ پایان ِ شیفت به جان ِ خسته ی آدم می چسبد که هیچ چیز ِ دیگر نمی چسبد. یک « کیت کَت » از بوفه می خری، می خزی توی ماشین، « ترانه های جنوب » ِ سهیل نفیسی را بلند می کنی و گاز می دهی:
*« گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن ( گریه ام می آید )
کسی نی که از م ِ بپرسه چتِن تُ ( کسی نیست که از من بپرسه چته تو )
چه بودِن که لاغر تِ بودی ( چیه که تو لاغری )
همیشه سرت بی چه زیر ِن ( همیشه سرت واسه چی پایینه )
چشت بی چه سُرخِن ( چشات برای چی سرخن )
.
.
گِریخُم نَهُندِن، گِریخُم نَهُندِن.. »
سهیل نفیسی از « فیوریت »های من نیست، اما انتخاب شعرها و لالایی ِ گیتارش را همیشه تحسین کرده ام.
بی تا - ۵/۶/۸۸