Requiem for a Dream
اطمينان دارم اساتيد بزرگوار و دانشجويان عزيزي كه از اين پس اعضاي محترم هيأت علمي و دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي تهران محسوب مي شوند در كنار همكاران ديگر خود آيندهاي درخشان در عرصههاي آموزشي و پژوهشي و ارائه خدمات بهداشتي درماني را رقم خواهند زد.
دكتر باقر لاريجاني
رئيس دانشگاه تهران
---
شهریور ۸۰ شمسی: کد ۱۸۵۱ ِ روزنامه ی اعلان نتایج آزمون سراسری: پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران
و ما از همان روز اول باید برای در و دیوار و همسایه دانشگاه مان را ترجمه می کردیم:
«کجا؟ علوم پزشکی ایران؟ همون آزاده؟ تو تهرانه؟ وابسته به جهاد دانشگاهیه؟...»
فقط رادیوی پیام بود که در خبرهای ترافیکی ش دانشگاه ما را خیلی خودمانی به رسمیت شناخته بود: «تقاطع غرب به شرق بزرگراه همت، از مقابل درب دانشگاه علوم پزشکی - ایران اش را هم نمی گفت حتا...- ...»
و امروز هفتم آبان ۸۹ شمسی خبر می رسد که دانشگاه علوم پزشکی ایران منحل شد.
من نگران امور اداری ِ بی سربرگ نیستم، من نگران اعتبار ِ بی اعتبار سرتیتر ِ دانشنامه ی پزشکی م نیستم، من نگران سرنوشت فرم های بین المللی از «ای سی اِف اِم جی» گرفته تا کجا و کجا هم نیستم، که سوگوار ِ هفت سال و نیم ِ حالا بی هویت سال های رفته ی زندگی م هستم، انگاری یکی از همین روزها توی صورت ِ آدم تف کنند که: «همه ی این سال ها، بچه ی پدر و مادرت نبودی...».. من یک هم چون حالی دارم امروز.. وگرنه که پیش تر از این حرف ها، از حس ِ «مالکیت» خالی مان کرده بودند، من حالا مالک ِ هیچ دانشگاهی، شهری و سرزمینی نیستم که حتا مالک خاطرات خودم هم نیستم.
لوگوی دانشگاه را عکس فیس بوک مان کنیم؛ بعد از «رای من کجاست؟؟» چشم من و ما روشن به «دانشگاه من کجاست؟؟»؛ «پتیشِن» امضا کنیم : دکتر فلانی فارغ التحصیل سال بهمان، در حال حاضر دانشجوی دوره ی پسادکترای رشته ی علوم عصبی از شیک ترین دانشگاه دنیا؛ نارنجک به کمر ببندیم و زیر تانک برویم؛ توی همت تظاهرات سکوت راه بیندازیم و راه را بند بیاوریم؛ برویم از همان بالای برج میلاد فریاد الله اکبر سر بدهیم و خودمان را که نه ولی فریادهای مان را پرتاب کنیم.. درمان «سیمپتوماتیک» ... حداقل دل های مان را خنک کنیم که «دل ام می سوزد و کاری ز دست ام بر نمی آید» که مرده شور سرنوشتی را ببرند که نه گاهی که همیشه ی این تاریخ، زورش از من بیشتر بود...
دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران قطعن آبرومندتر از خانه ی همه ی این سال های ماست، ولی کی بود سرود: «این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست...»..
بی تا - ۷ آبان ۸۹