« این تاریخ ها هستند که به گذشته اعتبار می دهند. زندگی هر کسی هم حاصل جمع ِ همین تاریخ هاست، تاریخ هایی که به زندگی آهنگ و حس و معنایی از درجه بندی می دهند، مثل این که می توان از بلندای یک تاریخ، برگشت و پایین را نگاه کرد و آدم چه چیزی می بیند: گذشته ای واضح و قابل درک که به میدان هایی از وقایع و ردّ ِ مسیرهای طی شده تقسیم شده اند... »*

*مرگ و پنگوئن - آندری کورکف - ترجمه ی شهریار وقفی پور

---

« مرگ و پنگوئن » عنوان کتابی ست متعلق به ادبیّات روس، نوشته ی آندری کورکف به ترجمه ی خیلی خودمانی ِ شهریار وقفی پور. کتاب، داستان ِ ویکتور، مرد نویسنده ای ست که جای خالی ِ دوست دختر سابق اش - نیکا - را با پنگوئنی « میشا » نام پر می کند و همه ی ذوق ِ قلم را برای تامین معاش، خرج ژانر ِ « سوگنامه نویسی » می کند، یعنی قلم گریاندن در صفحات ِ ترحیم ِ روزنامه های کثیرالانتشار، به مدد نقش زدن ِ تصاویری زنده از وقایع ِ « پرامینِنْت » ِ زندگی ِ مرحومین ِ آینده که جملگی از چهره های سرشناس ِ وقت ِ اوکراین به شمار می آیند و بناست که دیر یا زود به تشخیص ِ مصلحت ِ نظامی مافیایی - که ویکتور ِ نویسنده، بی که بداند، از خُردترین ِ اعضای آن است - به درک واصل شوند. این اقتصاد برنامه ریزی شده در متن ِ وقایع ِ روتین ِ ایام ِ ویکتور ِ نویسنده برای پرکردن ِ صفحات ِ کتاب، از آن جمله ابتلای خودش به عشقی مرضی از جنس عادت و ابتلای پنگوئن اش به مرضی لاعلاج تا بدان جا کِش می آید که ویکتور در سکانسی نفس گیر در واپسین فصل های کتاب، با سوگنامه ی خودش به قلم ِ آشنایی نارفیق برخورد می کند و در می یابد که باید مرگ ِ قریب الوقوع اش را به انتظار بنشیند، که:

« ای کُشته که را کُشتی تا کُشته شدی زار

   تا باز کجا کُشته شود ( تا باز که او را بکُشد ) آن که تو را کُشت » ...

« تو کات اِ لانگ سْتوری شُرت »، نگاه ِ عمیق ِ آندری کورکف ِ اوکراینی، ترجمه ی زیاده روان ِ شهریار وقفی پور و طرح ِ کم نظیر ِ روی جلد ِ پارسا بهشتی، کتاب را یک نفس خواندنی می کند.

بی تا - اردی بهشت ِ ۸۷